الملا فتح الله الكاشاني
23
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
صديقين و شهيدان و صالحان و ميتواند بود كه مراد به من مشفوع له باشد يعنى مگر كسى را كه ماذون باشد در آنكه شفاعت او كنند و خوشنود باشد خدا از آنكه شفاعت او نمايد پس من بر معنى اول مرفوع المحل است ببدليه بر حذف مضاف و بر معنى ثانى منصوب المحل است بر مفعوليت و محتملست كه اذن از اذن مشتق باشد يا از اذن بفتحتين كه بمعنى گوش داشتن است و رضى له بمعنى رضى لاجله است اى رضى قوله لاجله و مانند اين لام است لامى كه واقع شده در كريمهء وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْه و لاجل الذين آمنوا * ( يَعْلَمُ ) * ميداند خدا * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * آنچه پيش آدميانست از امور آخرت * ( وَما خَلْفَهُمْ ) * و آنچه پس ايشانست از كارهاى دنيا يا آنچه مقدم ايشانست از احوال ماضيه و آنچه بعد از ايشانست از امور مستقبله و اينقول اكثر مفسرانست و يا ميداند جميع اقوال و افعال ايشان را قبل از خلق و بعد از خلق ايشان و در حال حيات و در زمان ممات ايشان و اينقول ابى مسلمست * ( وَلا يُحِيطُونَ ) * و احاطه نميتوانند كرد جميع عالميان * ( بِه ) * بذات خدا * ( عِلْماً ) * از روى دانش يعنى هيچكس از مخلوقات علم ندارند بذات او سبحانه و عدم احاطه علم به او نه از قصور نسبت علميه و نقصان آنست بلكه از كمال ذات متعالى و بينهايت او است يا علم ايشان فرا نميتواند رسيد بمعلومات او سبحانه و گويند ضمير راجع به احد موصولين است يا بمجموع آن يعنى هيچكس از عالميان عالم نميتواند شد بما قبل يا بما بعد يا بهر دو چه ايشان علم بجميع آن ندارند و بتفصيل آنچه اجمالا دانسته باشند از آن نيز عالم نيستند * ( وَعَنَتِ الْوُجُوه ) * و خوار و ذليل باشند رويها مراد اصحاب رويها است يعنى در روز حشر همهء مردمان ذليل و خاضع و خاشع باشند * ( لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) * مر خداى زندهء پاينده را همچه اسيران در دست پادشاه قهار و عنو در لغت بمعنى خضوع و ذلست و عانى كه بمعنى اسير است از اين ماخوذ است و وجه اسناد عنا بوجوه آنست كه اثر ذلت و خشيت در او ظاهر مىشود زيرا كه آن محل معظم حواس است و ديگر آنكه تا اشارت باشد به آنكه هر گاه وجوه با آنكه اشرف اعضا است متصف بعنا و ذلت باشد بواقى اعضا بطريق اولى كه ذليل و خاشع خواهند بود و معنى ( حى و قيوم ) در سورة البقرة سمت تحرير پذيرفته و نزد بعضى آيه مخصوص است بمشركان و مجرمان تا بملوك و سلاطين كه در دنيا عزيز و ارجمند و در آخرت ذليل و خوار باشند و بنا بر تخصيص لام بدل اضافه خواهد بود و مؤيد اينست قوله * ( وَقَدْ خابَ ) * و بدرستى كه بى بهره ماند و نوميد گشت از رحمت خدا * ( مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ) * هر كه برداشت بار ظلم را و بمحشر برد مراد كفر و شركست و ساير عصيان و تعدى بر مردمان و اينجمله فعليه احتمال دارد كه منصوب المحل